به گزارش آذر، رییس جمهور در گفت و گو با تهران تایمز درباره ی تفاوت های زندگی خود پیش و بعد از ریاست جمهوری اظهار داشت: کار طبیعتاً خیلی سخت شده اما این که دنبال رفع گرفتاری های مردم هستیم در نتیجه لذت بخش است.
به گزارش آذر به نقل از مهر، خبرنگار تهران تایمز در گزارشی نوشت: دوشنبه هفته گذشته آقای پزشکیان و هیات همراه در سفری رسمی راهی جمهوری آذربایجان شد. سفری که برای دو روز برنامه ریزی شده بود؛ روز اول در باکو و روز دوم در گنجه، مدفن شاعر پرآوازه فارسی زبان حکیم نظامی گنجوی. اما بروز فاجعه حریق در بندرعباس، سفر را کوتاه کرد.
هواپیما ساعتی قبل از اذان ظهر فرودگاه مهرآباد تهران را ترک کرد و با عبور از دریای خزر، راهی باکو شد. از شروع پرواز با مسئولان رسانه ای ریاست جمهوری صحبت و درخواست کردم که با آقای پزشکیان مصاحبه ای کوتاه و غیررسمی داشته باشم. موافق بودند و گفتند با او مطرح می نماییم. فاصله آنقدر کوتاه بود که تا آمدیم به خودمان بجنبیم، در فرودگاه باکو با آسمانی پوشیده از ابر به همراه بادی تند و سرد، به زمین نشستیم.
سفر بسیار کوتاه و فشرده بود. آنقدر فشرده که حتی فرصتی برای خوردن ناهار هم پیدا نکردیم. آخرین برنامه آقای پزشکیان دیدار با ایرانیان و دانشجویان مقیم باکو بود. بلا فاصله بعد از اتمام آخرین برنامه به سرعت راهی فرودگاه شدیم و بار دیگر پیگیری برای انجام مصاحبه شروع شد. شام مختصری در پرواز سرو شد. نقشه و اطلاعات پرواز نشان می داد که فقط ۲۰ دقیقه دیگر تا تهران فاصله داریم.
آقای پزشکیان در راهروی هواپیما آمده و با همراهان سلام و احوالپرسی می کرد و خسته نباشی می گفت. به من که رسید در تلفن همراهم عکس صفحه اول روزنامه فردا را نشانش دادم؛ تصویری که درحال فشردن دست الهام علی اف بود با این تیتر؛ در راه دوستی.
به آقای پزشکیان گفتم، رؤسای جمهور برخی کشورها در پرواز با خبرنگاران مصاحبه هایی غیررسمی دارند و من هم می خواهم در همین فضا چند سوال از شما بپرسم. آقای رییس جمهور گفت؛ داریم می رسیم ولی بیا جلو تا ببینیم چه می شود. چند دقیقه بعد در جلوی هواپیما کنار رییس جمهور نشسته بود و داشتم سوالات خودرا می پرسیدم. چند دقیقه بعد از آن که مصاحبه به اتمام رسید، هواپیما در تهران به زمین نشست.
آنچه در ادامه می خوانید متن این مصاحبه با مسعود پزشکیان، رییس جمهور است.
آقای رییس جمهور! بامداد ها به طور معمول چه ساعتی کارتان را شروع می کنید؟
خب به طور معمول ساعت هفت.
و به طور معمول تا چه ساعتی طول می کشد؟
بستگی دارد. چون روال که طبیعی نیست. بعضی وقت ها بطورمثال هفت بر می گردیم خانه. بعضی وقت ها شش. بعضی وقت ها یازده. بسته به این که دنبال چه کاری هستیم و چه کاری می نماییم زمان فرق می کند. بطورمثال الان ساعت چند است که داریم برمی گردیم؟
فکر می کنم یازده.
یازده هم گذشته. دوازده هم نمی رسیم.
فردا می رسیم!
درنتیجه کلیت قضیه این است که بسته به کاری که انجام می دهیم و هدفی که داریم، زمانش فرق می کند. ولی تا جایی که می دانم ۲۴ ساعته در خدمت نظامیم.
آقای رییس جمهور من شنیدم که شما پیش از ریاست جمهوری اهل ورزش و کوهنوردی بودید. الان در زمان ریاست جمهوری تفریح و ورزشی دارید؟
خیلی کم. البته داریم تلاش می نماییم هفته ای یک روز برویم فوتبال بازی نماییم یا کوه برویم. کوه هم که نمی گذارند همین طوری برویم. جاهایی را انتخاب می کنند که در خلوت و تحت حفاظت حرکت نماییم. خلاصه آن ارتباط راحت مردمی ما را قطع کردند و می گویند نمی گردد. کاریش هم نمی شود کرد.
آقای پزشکیان قبل و پس از ریاست جمهوری چه فرقی کرده است؟
از چه نظر؟ من خودمم و هیچ فرقی نکردم. همان آدمم.
به هرحال مسئولیت و سنگینی آن…
خب! بار کار طبیعتاً خیلی سنگین تر شده. من خیلی وقت ها می گویم آزاد و رها بودیم، حالا گرفتار و زندانی شدیم. اما آن گرفتار و زندانی که بدنبال رفع اشکال مردم هستیم. دنبال رفع گرفتاری های مردم هستیم در نتیجه لذت بخش است. چیزی که ما را امیدوار به راه و تلاش ها و تحمل سختی ها کرده این است که بتوانیم گره ای از گره مردم بازکنیم. ذهن و روح بچه ها و مردم را شاد نماییم. هرقدر بتوانیم این کار را نماییم، مسیر آسان تر و قابل تحمل تر می شود.
می خواهم کمی از روابط شخصی خودتان با رهبر انقلاب بگویید. چطور است؟
همیشه صمیمی بودیم. ما کوشیدیم دقیقاً همان چیزی که از قبل هم گفتیم و حالا هم می گوئیم، سیاستها و جهت گذاری هایی که ایشان مشخص کردند همان مسیر را طی نماییم و خلاف نیت و جهت گیری ایشان حرکت نکنیم.
برخی از رسانه های غربی مدعی اند که ایران از سر ضعف وارد مذاکره با آمریکا شد. از سر ضعف و ترس.
شما تا حالا در گفتگو و حرف ما دیدید که گفته باشیم باید گفتگو و مذاکره نماییم و اگر نکنیم مشکل پیدا می کنیم؟
نه.
در گذشته برخی می گفتند اگر توافق نکنیم مشکل پیدا می نماییم. ما به هیچ وجه آینده کشورمان، خودمان و منطقه را بند به مذاکره نکردیم و داریم کار خودمان را می نماییم. بطور قطع اگر مذاکره نماییم و آرامش ایجاد نماییم و روابطمان را بهتر نماییم، موفقیت خیلی خوبی خواهیم داشت اما اینطور نیست که اگر مذاکره به بن بست برسد ما بن بست خواهیم رسید. ما به بن بست نخواهیم رسید. کافی است که دست به دست هم بدهیم از نخبگانمان و از عقلای خود استفاده نمائیم و وحدت و انسجام ایجاد نماییم. هیچ مانعی وجود ندارد که اگر وحدت داشته باشیم و اگر به عقلا و نخبگان دل ببندیم و آنها را در صحنه نگه داریم، هیچ مشکلی نیست که چاره ای نداشته باشد.
