به گزارش آذر، برخورد سرد و رسمی روزنامه کیهان با خبر درگذشت و تشییع و تدفین و ترحیم مرحوم احمد توکلی برای کسانیکه انتظار داشتند از او به خاطر انتقاد از سه دولت میر حسین موسوی و هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی در سه دهه ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ و مواجهه با فساد و شعار عدالت تجلیل کند و مثلاً به او لقب سردار مبارزه با فساد یا مرد عدالت یا سیاست مدار پاک بدهد اسباب شگفتی شده است.
به گزارش آذر به نقل از خبر آنلاین، سایت عصرایران نوشت: چون که کیهان خود منتقد جدی دولت های سازندگی و اصلاحات بوده و دوست نداشته رییسان آنها در دوره دوم ابقا شوند و مرحوم توکلی هم در سال ۷۲ کاندیدا شد تا مانع دورهی دوم ریاست جمهوری هاشمی شود و هم سال ۸۰ تا دست کم از آرای ۲۰ میلیونی خاتمی کم کند و البته در هر دو هم ناکام ماند باآنکه در سال ۷۲ توانست از بخشی از آرای هاشمی کم کند.
کیهان روز پنج شنبه دوم مرداد ۱۴۰۴ با تیتری کوچک در ستون کناری خبر درگذشت احمد توکلی را با ساده ترین و متصور ترین تیتر منتشر کرد: احمد توکلی دارفانی را وداع گفت. در شماره امروز چهارم مرداد ماه هم خبر مراسم روز گذشته در امام زاده زین علی و عین علی و مسجد امام صادق پایین صفحه و به همان شکل منعکس شده و خبری از تصاویر حضور چهره های متنوع سیاسی از صادق زیبا کلام و بهزاد نبوی و عباس عبدی تا مرتضی نبوی و علیرضا زاکانی و یاشار سلطانی و مهم تر از تمام رئیس جمهور پزشکیان نیست.
اما چرا روزنامه ای که از دهه ۷۰ و زمان مدیریت مهدی نصیری ( چهرهی اپوزیسیون امروز) تاکنون مدعی پرچم داری مبارزه با فساد و تحقق عدالت بوده با مرگ رئیس انجمن دیده بان شفافیت و عدالت خشک و سرد برخورد کرده است؟ راز این مواجهه را باید در ۵ نکته دانست: نخست اینکه احمد توکلی به راست سنتی تعلق داشت و هر چند عدالت خواهی با راست سنتی نسبتی نداشت و به همین خاطر بعضی از جریان متبوع او با عنوان چپ جدید یاد می کردند اما کیهان نسبتی با راست سنتی ندارد و اگر قرار بر معرفی با عنوان چپ جدید باشد خویش را برازنده آن می داند نه احمد توکلی را. دلیل دوم اینکه مرحوم توکلی استقلال رای داشت و کیهان بیشتر به تبلیغ کسانی می پردازد که اراده و ادبیات رسمی را تکرار می کنند و گفتمان اختصاصی ندارند. به همین خاطر بشکل اغراق شده و زاید الوصفی شیفته مرحوم ابراهیم رئیسی بود و در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ بیشتر از روزنامه دولت و حتی خود مرحوم دولت را می ستود و یک سال پس از سانحه هم هر روز به بهانه ای از او یاد می کرد و کاری به این نداشت که آمار احیای ۸ هزار کارخانه درست است یا نه یا چرا ساخت یک میلیون مسکن در سال محقق نشده یا یا چرا دولت ضد فساد درگیر پرونده فساد دو وزیر خود در پرونده چای دبش شده یا چرا در آن دولت کم حجابی و شل حجابی و بدحجابی به بی حجابی بدل شد یا چرا دروازه ها به روی اتباع گشوده شد و مانند اینها و تنها ستایش بود و تحسین. شاید چون از سرکشی های احمدی نژاد ناخرسند و سرخورده شده بودند و آن مرحوم در مقابل خواست آنان کاملا تابع بود در صورتیکه احمد توکلی چنین نبود و در بعضی امور خود اجتهاد می کرد یا در بعضی موارد مانند مرگ ستار بهشتی به ندای وجدان بیشتر از خاستگاه و ملاحظات سیاسی بها می داد.
دلیل سوم اینکه توکلی به جای اطرافیان احمدی نژاد به خود او می تاخت. درست است که در مرحلهی دوم سال ۸۴ از سر مخالفت با هاشمی عملاً از احمدی نژاد حمایت کرده بود اما خیلی زود از او روی برتافت و نامه های سرگشاده نوشت و دانست چه کلاهی بر سر اصول گرایان رفته. کیهان اما پس از سال ۹۰ هم از او حمایت می کرد و تنها به مشایی و بقایی خرده می گرفت و هر چه او از گفتمان رسمی دور شد از توجه شان کاستند نه اینکه مانند خاتمی و موسوی به او بتازند. دلیل چهارم ماجرایی در بهمن ۹۹ بود که آقای توکلی در رابطه با شست وشو دهنده پیکر مرحوم مصباح یزدی ادعایی را بیان کرد و به مذاق کیهان خوش ننشست در یادداشتی با عنوان «برادرانه با آقای توکلی» نوشت: ” یادداشت برادر عزیزمان جناب آقای احمد توکلی که در آن آورده بود پیکر مطهر حضرت آیت الله مصباح یزدی را یکی از کلان سرمایه داران و اَبَربدهکاران بانکی غسل داده است، برای تمامی کسانیکه آیت الله مصباح را از نزدیک می شناختند و یا حتی از دور با خصوصیت های آن فقیه وارسته و زاهد آشنا بودند، حیرت انگیز بود و از جناب توکلی که دیانت و سلامت نفس ایشان بر کسی پوشیده نیست دور از انتظار بود. ایشان نوشته بودند، پیکر مرحوم آیت الله مصباح یزدی را شخصی به نام«رضا مطلبی کاشانی» که یکی از اَبَر سرمایه داران است غسل داده است و نسبت به نفوذ کلان سرمایه داران در بیوت آقایان علما اخطار داده بودند. فردای آن روز، حجت الاسلام والمسلمین علی مصباح یزدی فرزند حضرت آیت الله این ادعا را تکذیب کرده و نوشت «آقای توکلی اشتباه می کنند و این اطلاعات غلط است. بنده این مورد را تایید نمی کنم. فردی که مدنظر ایشان و دیگران است غسال حاج آقا نبودند». پس از این تکذیب، انتظار آن بود که آقای توکلی به اشتباه خود اذعان نموده و به خاطر آزردگی خاطری که برای خانواده و شاگردان حضرت آیت الله و توده های عظیم دوستداران ایشان پدید آورده بودند، صمیمانه و خاضعانه عذرخواهی کنند. این انتظار اما، برآورده نشد. برای نگارنده با شناختی که از برادر عزیزم آقای دکتر توکلی دارم و سوابق درخشانی از تواضع آمیخته به شجاعت ایشان را بارها شاهد بوده ام، خودداری آن جناب از عذرخواهی قابل فهم نبود! و با عرض پوزش، هنوز هم نیست! چرا که، ماجرا کمترین نقطه ابهامی ندارد. ایشان مدعی شده اند که فلان اَبَر بدهکار بانکی حضرت آیت الله را غسل داده است و فرزند آیت الله مصباح ادعای ایشان را نفی کرده است. ازاین رو چرا جناب توکلی به خاطر اشتباه خود و اطلاعات غلطی که عرضه کرده است، پوزش نمی خواهد و عذرخواهی نمی کند؟! ظاهراً ادعای آقای توکلی با استناد به قول یکی از طلاب علوم دینی به نام آقای صدرالساداتی مطرح گردیده است و حال آن که آقای صدرالساداتی پس از یادداشت آقای توکلی اعلام می کند که ادعایش در رابطه با غسال مرحوم مصباح یزدی اشتباه بوده است و از این که آقای توکلی با قطعیت از مطلبی بعنوان غسال آیت الله مصباح یاد کرده ابراز تعجب می کند. آقای توکلی پس از یادداشتی که در آن، ادعای کذب غسل آیت الله مصباح بوسیله ی یک اَبَرسرمایه دار را مطرح کرده بود، دو یادداشت کوتاه دیگر هم می نویسد که نشان میدهد به اشتباه خود پی برده است ولی همچنان این پرسش را بی پاسخ می گذارد که چرا به صراحت از اشتباه خود یاد نمی کند و از پوزش صریح که وظیفه شرعی، قانونی و ملی ایشان است خودداری می ورزد؟! ایشان در یکی از یادداشت ها به دُمل چرکین فساد اشاره می کند و می پرسد آیا «به این بهانه واهی که هرچه بگوییم بالاخره درونش مستمسکی پیدا خواهند کرد، باید سکوت نماییم و چشم بر این دمل چرکین فساد که هر روز بزرگتر می شود ببندیم؟»! که باید اظهار داشت: آقای توکلی توضیح نمی دهند که اولاً چه کسی گفته است چشم بر دُمل چرکین فساد ببندید؟ باز هم با عرض پوزش- چرا تصور می کنید که مجموعه تحت مدیریت جنابعالی یگانه کانون پی گیری فساد است؟! و ثالثاً؛ همه این موارد چه ربطی به ادعای غیر واقعی شما دارد که غسل حضرت آیت الله مصباح را به یک اَبَر سرمایه دار نسبت داده اید؟! رابعاً وقتی با صراحت به اشتباه خود اعتراف نمی کنید و در همان حال از آن چه نوشته اید با عنوان «نوک کوه یخ»! یاد می فرمائید، این تصور غلط را برتوهم قبلی می افزایید که انگار «غسل آیت الله مصباح توسط آن اَبَر سرمایه دار، فقط اندکی از بسیارهاست که فرموده اید! ” البته سبب و بانی این تقابل شخصیت برجسته حجت الاسلام صدیقی بود و نقل آن از این جهت برای مخاطبان جالب خواهد بود تا بدانند این بزرگوار تنها به خاطر باغ ازگل شهرت دارد و تصور نکنند اهل عذرخواهی نیست: درصورتیکه اشاره شد آقای توکلی در سال ۱۳۹۹ در مقاله ای با عنوان «هشدار نسبت به نفوذ زرپرستان در بین علمای سرشناس دین» نوشت: «افرادی که در لباس تاجران خیر و متدین به دنبال نفوذ بر علما و مسئولان هستند فارغ از آنکه، کار خیری که از عایدی غصب املاک دیگران یا اجاره موقوفات به ثمن بخس صورت گیرد را چه سود، حتی اگر نگهداری از صدها کودک معلول یا ساخت حوزه های علمیه باشد و بدتر آن که پای چنین اشخاصی را به تمشیت امور در آستان مقدس علی بن موسی الرضا (ع) هم باز نماید.» اشاره توکلی به فردی بود که به قول شیخ کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران، پیکر مصباح یزدی را به خانه خودش برده و غسل داده و ماجرای عجیبی را روایت کرده بود. صدیقی اما ناچار شد عذرخواهی کند و بگوید: «آن مطلب خیلی دقیق نبود، چون شاید آن غسال هم خیلی دقیق نبود. نقل شده بود و ما هم نقل را بازگو کردیم. از این که این نقل را ما نقل کردیم بین خودم و خدا شرمنده ام. از آیت الله مصباح هم شرمنده ام و از شما مؤمنان که گاهی ما سبب می شویم که به شما زخم زبان بزنند هم شرمندگی دارم. از امام زمان هم عذرخواهی می کنم. اعلان شرمندگی و انفعال دارم.» دلیل پنجم می تواند به همایشی در قم مربوط باشد که مرحوم توکلی در رابطه با پرونده چای دبش از فساد سیستماتیک سخن گفت و از دولت رئیسی انتقاد نمود و می دانیم کیهان اصرار دارد فساد سیستماتیک نداریم و اگر هست پراکنده است و در سطوح پایین و به همین خاطر به ماجرای دو وزیر در رابطه با پرونده چای دبش در دولت رییسی یا نپرداختند یا دنبال تبرئهی آن دو ( ساداتی نژاد جهاد کشاورزی و فاطمی امین صمت) بودند. عین گفته های مرحوم توکلی از این قرار است: “با وجود اینکه رهبری در طول سالهای اخیر ضد مفسدان مواضع روشن و محکمی گرفتند، ولی به سبب این که فساد بعد از طی مرحله سیستماتیک، مرحله شبکه ای شدن را گذرانده و قانون را ابزار تثبیت خود قرار داده، همچنان فساد به رشد خود ادامه داده است. به نظر شما پرونده چای دبش که دارای ۴۹۰ نفر متهم است، می تواند بدون سازمان دهی مرکزی وشبکه ای که بتواند از این مورد پلید حمایت کند، وجودش باقی بماند؟ و یا وقتی که وزیر در بودجه، قانون واردات را به مقدار ۴ میلیون دلار مجاز می کند، این قانونی شدن فساد نیست؟ یا مسألهی مولد سازی اموال دولت در تمام قوانین سالهای اخیر تکرار می شود، از هر دری که بیرونش می نماییم از پنجره ای وارد می شود و در هر ورود لباس جدیدی از قانون را بر تن دارد و میلیاردها دلار از منابع بسیار محدود کمیاب ارزی سخاوتمندانه صرف واردات کالاهای لوکس مانند پورشه می کنند و ارزی برای دارو و کالای اساسی باقی نمی ماند.” شاید راز برخورد سرد با درگذشت احمد توکلی و معرفی او تنها با عنوان رسمی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و نماینده ۴ دوره مجلس بدون تعابیر ستایش آمیزی چون سردار مبارزه با فساد و قهرمان عدالت خواهی و اشاره نکردن به چهره های متنوع و مختلف در مراسم را بتوان در این ۵ فقره جُست. ۲۳۳۰۲
منبع: azar22.ir
