یک اقتصاددان: بازسازی در پساجنگ، فقط تأمین مالی نیست

خبرگزاری مهر، گروه اقتصاد – علی فروزانفر؛ هم زمان با طرح مباحث مربوط به بازسازی ظرفیتهای اقتصادی صدمه دیده در جنگ، برخی کارشناسان و مدیران اجرایی اعتقاد دارند تا وقتی که شرایط جنگی به صورت کامل پایان نیافته و احتمال بروز درگیری های جدید وجود دارد، ورود به مبحث برنامه ریزی برای بازسازی سریع است. با این وجود محمدرضا اکبری جور اقتصاددان و استاد دانشگاه دیدگاه متفاوتی دارد و اعتقاد دارد تأخیر در تدوین برنامه کلان بازسازی می تواند هزینه های اقتصادی کشور را در دوره پساجنگ بشکل قابل توجهی افزایش دهد.

وی در شروع گفتگوی اختصاصی خود با خبرنگار مهر با اشاره به یادداشت پیشین خود با عنوان «عزم ملی برای بازگشت ظرفیتهای تولیدی کشور» اظهار نمود: میان «برنامه ریزی برای بازسازی» و «اجرای عملیات بازسازی» تفاوتی بنیادین وجود دارد. این که هنوز احتمال تداوم درگیری ها وجود داشته باشد، به مفهوم تعویق فرایند برنامه ریزی نیست. آن چه باید از هم تفکیک شود، مرحله مطالعات، طراحی و تدوین برنامه از یک سو و مرحله اجرای پروژه های بازسازی از طرف دیگر است.

بازسازی از طراحی شروع می شود، نه از پایان جنگ

اکبری جور اضافه کرد: در خیلی از کشورها و حتی در جریان جنگ های بزرگ تاریخ، عملیات اجرایی برخی پروژه های بازسازی متناسب با شرایط موجود و امکانات در دسترس، در زمان جنگ هم دنبال شده است. اما مهم تر از عملیات اجرایی، آماده بودن نقشه راه بازسازی در زمان پایان بحران است.

وی خاطرنشان کرد: تدوین برنامه بازسازی یک فعالیت مطالعاتی و کارشناسی است که می تواند هم زمان با تداوم شرایط جنگی صورت گیرد. این فرایند نیازمند تشکیل تیم های تخصصی و بین رشته ای جهت بررسی زنجیره های صدمه دیده اقتصادی است؛ تیم هایی که در آنها کارشناسان حوزه های اقتصادی، مالی، بانکی، ارزی، صنعتی، لجستیکی، امنیتی، زیرساختی و محیط زیست حضور داشته باشند.

به گفته این اقتصاددان، هدف اصلی این مطالعات آن است که کشور در اولین روزهای بعد از پایان شرایط جنگی، با یک برنامه مشخص، اولویت بندی شده و قابل اجرا وارد مرحله بازسازی شود.

خطر تبدیل یک پروژه ملی به صدها پروژه پراکنده

اکبری جور اخطار داد: اگر چنین برنامه ای از پیش تدوین نشود، دولت، وزارت خانه ها، بانک مرکزی و سایر نهادهای تصمیم گیر با حجم گسترده ای از درخواست های متنوع برای تأمین مالی، بازسازی و احیای فعالیتهای اقتصادی مواجه خواهند شد.

وی افزود: در چنین شرایطی امکان بررسی جامع و هماهنگ مسایل از بین می رود و هر دستگاه بر مبنای نیازهای فوری و مقطعی تصمیم گیری خواهد نمود. نتیجه این روند آن است که یک پروژه ملی و کلان بازسازی، به صدها پروژه کوچک و پراکنده تبدیل می شود؛ پروژه هایی که هر کدام به شکل جداگانه دنبال می شوند اما الزاماً در جهت اهداف کلان اقتصادی کشور قرار ندارند.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: تجربه نشان داده است که چنین نگاهی معمولا به ناکارآمدی، باردیگر کاری، تداخل پروژه ها، رشد هزینه ها و اتلاف منابع مالی و انسانی منجر می شود.

بازسازی فقط تأمین مالی نیست

وی با اشاره به لزوم نگاه فرابخشی در بازسازی اقتصادی اظهار داشت: بازسازی صرفا به مفهوم تخصیص منابع مالی به بنگاه ها نیست. ممکنست یک واحد تولیدی برای بازگشت به چرخه تولید نیازمند تجهیزات جدید باشد، اما در کنار آن باید وضعیت زیرساخت های حمل و نقل، تأمین انرژی، دسترسی به ارز، شرایط واردات تجهیزات، شبکه لجستیک و حتی مسایل امنیتی هم مورد توجه قرار گیرد.

اکبری جور اضافه کرد: به این علت بازسازی موفق نیازمند هماهنگی میان دولت، بانک مرکزی، وزارت خانه های اقتصادی، صنعتی و زیرساختی و همینطور بخش خصوصی است. بدون چنین هماهنگی ای، حتی تأمین منابع مالی هم نمی تواند به احیای سریع ظرفیتهای اقتصادی منجر شود.

درس مهم برتون وودز برای بازسازی پساجنگ

این اقتصاددان در ادامه با اشاره به تجربه های تاریخی جهان اظهار نمود: یکی از نمونه های مهم برنامه ریزی پیش دستانه برای دوران پساجنگ، کنفرانس برتون وودز است.

وی توضیح داد: پایان رسمی جنگ جهانی دوم در ۱۴ اوت ۱۹۴۵ اعلام شد، اما کنفرانس برتون وودز که با هدف طراحی ساختار مالی جهان بعد از جنگ و ایجاد سازوکارهای موردنیاز برای بازسازی اقتصادی برگزار شد، در ژوئیه ۱۹۴۴ یعنی بیشتر از یک سال قبل از پایان جنگ تشکیل شده بود.

اکبری جور اظهار داشت: نکته قابل توجه اینست که در زمان برگزاری این کنفرانس، جنگ همچنان با شدت در اروپا جریان داشت و هنوز هیچ قطعیتی در رابطه با زمان پایان آن وجود نداشت. با این وجود سیاست گذاران و اقتصاددانان از همان زمان درحال طراحی چارچوب اقتصاد پساجنگ بودند

وی اضافه کرد: باآنکه در نهایت ساختار شکل گرفته در برتون وودز بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قدرت اقتصادی ایالات متحده قرار گرفت و دیدگاه های برخی اقتصاددانان همچون جان مینارد کینز به صورت کامل محقق نشد، اما اهمیت تاریخی این تجربه در زمان آغاز برنامه ریزی است، نه صرفا نتایج آن.

ضرورت آغاز فوری جلسات بازسازی

این استاد دانشگاه در قسمت پایانی اظهارات خود تاکید کرد: کشور نباید منتظر پایان کامل شرایط جنگی برای آغاز برنامه ریزی بماند. آن چه امروز اهمیت دارد، تعریف دقیق مساله، شناسایی صدمه ها، اولویت بندی نیازها و تدوین نقشه راه بازسازی است.

اکبری جور پیشنهاد کرد جلسات اولیه برای طراحی برنامه جامع بازسازی هرچه سریع تر در دولت، بانک مرکزی و سایر نهادهای مرتبط آغاز شود تا کشور در دوره پساجنگ با خلأ تصمیم گیری و آشفتگی مدیریتی مواجه نشود.

وی اشاره کرد: بازسازی موفق زمانی محقق می گردد که قبل از پایان بحران، تصویر روشنی از مسیر آینده اقتصاد کشور ترسیم شده باشد؛ در غیر این صورت، هزینه های بازسازی بالا رفته و موقعیت های پرارزش برای احیای ظرفیتهای تولیدی و زیرساختی از دست خواهد رفت.

بطور خلاصه، آنچه باید از هم تفکیک شود، مرحله مطالعات، طراحی و تدوین برنامه از یک سو و مرحله اجرای پروژه های بازسازی از جانب دیگر است. وی ادامه داد: در چنین شرایطی امکان بررسی جامع و هماهنگ مسائل از بین می رود و هر دستگاه مبنی بر نیازهای فوری و مقطعی تصمیم گیری خواهد نمود. نتیجه این روند آنست که یک پروژه ملی و کلان بازسازی، به صدها پروژه کوچک و پراکنده تبدیل می شود؛ پروژه هایی که هر کدام به صورت جداگانه دنبال می شوند اما الزاماً در راستای اهداف کلان اقتصادی کشور قرار ندارند.