واعظی: حاکمیت برای اقلیت تندرو فکری بکند

به گزارش آذر به نقل از خبر آنلاین، محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس دولت در دولت دوازدهم و قائم مقام حزب اعتدال و توسعه، دولت پزشکیان را دولتی می داند که با وجود محدودیت های ناشی از جنگ، توانسته در حوزه هایی همچون مدیریت بحران، ایجاد هماهنگی میان قوای مختلف و سیاست خارجی عملکرد قابل قبولی داشته باشد.

مشروح گفتگوی جماران با محمود واعظی را در ادامه می خوانید:

اکنون ما در آستانه دو سالگی دولت چهاردهم قرار داریم و عمر این دولت به نصف رسیده است. می دانیم این دولت در شرایطی کار خودرا شروع کرد که از همان لحظه تحلیف، بحران ها شروع شد و رفته رفته اوج گرفت و ما نهایتاً به یک جنگ ۴۰ روزه رسیدیم که بازهم عواقب آن ادامه دارد. پیش از این که به ارزیابی عملکرد این دولت بپردازیم، می خواستیم از شما بپرسیم به نظرتان چرا این حجم از بحران های داخلی و خارجی، در دولت چهاردهم تلاقی پیدا کرده است؟

برای پاسخ به این سؤال، ما باید از داخل ایران خارج شویم و ببینیم دولت آقای پزشکیان در چه شرایطی بر سر کار آمد. این دولت در اوج درگیری های جنگ غزه و جنایات رژیم صهیونیستی شروع شد. اسرائیل به دنبال این بود که از فرصت جنگ غزه استفاده و نظم جدیدی را در خاورمیانه بوجود آورد. بر این اساس، رژیم صهیونیستی به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران بود و حتی قبل از روی کار آمدن دولت پزشکیان هم برنامه هایی را برای تغییر نظام در ایران از راه نظامی داشت.

در این بین، مرحوم رئیسی به شهادت رسید و مردم آقای پزشکیان را انتخاب کردند. از همان روز تحلیف آقای پزشکیان و با ترور شهید هنیه در تهران، شرایط کشور حالت امنیتی پیدا کرد و ادامه یافت. بنابراین، وضعیت فعلی و دو جنگ اخیر، نه به خاطر عملکرد دولت چهاردهم، بلکه به علت اهداف دیرینه نتانیاهو و رژیم پلید صهیونیستی بوجود آمده است.
دولت با وجود محدودیت های جنگی، توانست خدمات خوبی را به مردم عرضه نماید
اکنون بعد از دو سال و علیرغم تمام بحران ها، ارزیابی تان از عملکرد دولت چهاردهم چیست؟ آقای پزشکیان از همان ابتدا، شعارها و وعده های اندکی را مطرح می کرد، چونکه اساسا شرایط کشور اجازه طرح وعده های پرطمطراق را نمی داد. به نظرتان آیا دولت در دو سال فعالیت خود توانسته به همان اندک وعده های داده شده به خوبی عمل کند؟

دکتر پزشکیان در روزهای انتخابات، وعده های اندکی را به مردم داده بود که تازه همان ها هم در فضای غیرجنگی طرح شده بود. با وجود پیش آمدن فضای جنگی، شهید پزشکیان کوشش کرد برخی از وعده های داده شده را محقق کند، اما تحقق بخشی از وعده ها، به تأمین مالی نیاز دارد و در وضعیت جنگی، دولت اولویت نخست خودرا اداره جنگ قرار داد. در مجموع، به نظرم دولت با وجود محدودیت های جنگی، توانست خدمات خوبی را به مردم عرضه نماید. بعلاوه، حضور دولت و شخص رئیس دولت در میان مردم و به ویژه تجمعات شبانه هم روحیه خوبی را به مردم داد. آقای پزشکیان همین طور در همراه سازی قوای سه گانه با یکدیگر هم عملکرد خوبی را داشته است. در سیاست خارجی هم به خوبی عمل شد، به طوریکه توانستیم یادداشت تفاهمی را به امضای رئیس دولت آمریکا برسانیم که اغلب بندهای آن به نفع ایران بود.

البته در هر صورت مردمی که این طور پای کشور و نظام ایستادند، باید بیشتر قدر دانسته شوند. باآنکه در وضعیت جنگی و تداوم محاصره دریایی، وجود مشکلات اقتصادی طبیعی است و حتی کشورهای غیرتحریمی هم در وضعیت جنگی با مشکلات اقتصادی زیادی مواجه می شوند، اما انتظار می رود دولت حل مسایل اقتصادی و معیشتی مردم را اولویت خود قرار دهد.

شما به نقش جنگ و عوامل خارجی در کند شدن مسیر دولت اشاره کردید. آیا عدم تحقق قابل قبول وعده های دولت، صرفاً به عوامل خارجی برمی گردد یا در داخل هم یک سری جریانات تلاش در سنگ اندازی در راه دولت دارند؟

طبیعتا تحقق برنامه های دولت در گرو آرامش خارجی و همراهی داخلی است. ما در داخل با گروهی تندرو مواجهیم که با هر اقدام دولت بدون توجه به موفقیتهای آن، مخالف اند. این جریان حتی برای ناامیدسازی مردم از دولت هم دست به جریان سازی می زنند و در این جهت شاهدیم که حتی شایعه استعفای رئیس دولت را مطرح می کنند و از پشت تریبون های خود همچون صداوسیما، دست به تخریب اقداماتی می زنند که تنها سیاست دولت نیست، بلکه رسما در شورایعالی امنیت ملی تصویب شده است.

مخالفت منطقی ایرادی ندارد، اما فحاشی و تخریب سبب چنددستگی در جامعه می شود. وقتی مردم از یک سمت اقدامات و سیاستهای دولت و نظام را می بینند و از سمت دیگر مشاهده می کنند که کارشناسان صداوسیما مرتبا دست به تخریب آن اقدامات می زنند، سردرگم می شوند که چه چیزی درست است و به همین علت نسبت به اقدامات و تصمیمات دولت بی تفاوت می شوند و دیگر از آن حمایت نمی کنند. بنابراین، من معتقدم نقش تندروها و همراهی صداوسیما با آنان، سبب کند شدن مسیر دولت می گردد و از سوی دیگر، طرف های خارجی ما هم نسبت به سیاستهای جمهوری اسلامی گیج می شوند. ازاین رو من فکر می کنم حاکمیت باید برای اقلیتی که صدای بلندی دارند و از تریبون های رسمی هم بهره می گیرند، فکری کند.
مردم باید افرادی که بدون توجه به منافع ملی، فقط شعار می دهند را طرد کنند
فکر می کنید این اقلیت از چه پشتوانه ای در حاکمیت برخوردار است؟ بالاخره به نظر می آید عده ای که در مجلس گعده می گیرند و تریبون هایی را هم در اختیار دارند، در صورت عدم برخورداری از حمایت حاکمیت، شاید چندان نتوانند به شکل عملیاتی در راه دولت سنگ اندازی کنند. نسبت حاکمیت با جناح تندرو را چطور ارزیابی می کنید؟

مهم است که حاکمیت در مقابل اظهارنظرات اعضای طیف رادیکال، تکلیف را مشخص کند؛ مانند همان چیزی که به تازگی دیدیم و پس از آن که فردی ادعاهایی را ضد رئیس دولت و دفتر رهبر شهید مطرح نمود، دفتر رهبر انقلاب فورا عکس العمل نشان داد و اظهارات طرح شده را تکذیب نمود. این واکنش های بموقع، می تواند چهره واقعی افراد تندرو را برای مردم روشن کند.

از طرف دیگر، اگر سیستم انتخابات تغییر یابد و جناح ها و سلایق مختلف که در چهارچوب قانون قرار می گیرند، بتوانند در زمینه انتخابات حضور پیدا کنند و خودرا در معرض رای مردم قرار دهند، آنگاه نهادهای انتخاباتی همچون مجلس، برآمده از خواست اکثریت می شوند و دیگر یک گروه اقلیت نمی تواند هر طور می خواهد، رفتار کند.

خود مردم هم باید مانند انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش، وارد عرصه شوند. اگر مردم در انتخابات ۱۴۰۳ حضور نمی یافتند و رئیس دولت فرد دیگری می شد، حالا در این شرایط جنگی، وضعیت مان بسیار بدتر بود، چونکه جناح مقابل اصلا به مذاکره برای پایان جنگ اعتقاد ندارد و بر این باور است که باید آن قدر به جنگ ادامه داد که یا طرف مقابل نابود شود یا خودمان به نابودی کشیده شویم. دو سال پیش، مردم انتخاب کردند که این تفکر بر سر کار نیاید. حالا هم نقش مردم مهم می باشد. مردم باید افرادی که بدون توجه به منافع ملی، فقط شعار می دهند را طرد کنند.

شما به اقدام دفتر رهبر انقلاب در تکذیب ادعاهای یک روحانی تریبون دار اشاره کردید، اما در کلان قضیه، شاهد برخوردهای قاطع با نفرت پراکنی های جناح تندرو نیستیم. آیا میتوان گفت حداقل بخشی از بدنه حاکمیت هم با این تندروی ها همراه است؟

علاوه بر شفاف سازی دفتر رهبری، قوه قضائیه هم نسبت به ادعاهای آن فرد مداخله کرده و ما امیدواریم این روندی که شروع شده، ادامه یابد. اما اگر عرصه انتخابات باز شود، خیلی از اتفاقات در همان لحظه نخست خنثی می شود، چونکه نمایندگان مردم که در بدنه نهادهای حاکمیتی حضور دارند، می توانند از راه تریبون های موجود، نسبت به ادعاهای طرح شده از سمت دیگران شفاف سازی کنند. بنابراین، حاکمیت باید در وضعیت جدید بعد از جنگ، در بخشی از سیاستهای خود تجدیدنظر کند تا قدرت اصلی نظام که همان مردم هستند، حفظ شود.

اکنون که ما در جنگ نظامی پیروز شده ایم و در بعد دیپلماسی هم عملکردی قوی داشتیم، باید در مرحله بعدی مذاکرات هم موفقیتهای خودرا تثبیت نماییم و نهایتاً با تغییر سیاستهای کلان و شکوفایی اقتصادی، رضایت مردم را افزایش دهیم.

نسبت حاکمیت با دولت را چطور ارزیابی می کنید؟ به نظرتان آیا شعار «وفاق» توانسته دولت را به اهداف خود برساند؟

اگر حاکمیت را مجلس، قوه قضائیه و مجموعه های نظامی درنظر بگیریم، به نظرم حالا تعامل بسیار خوبی بین دولت و حاکمیت وجود دارد و دولت توانسته با تأکید بر راهبرد وفاق در سیاست گذاری، به توفیقات خوبی برسد و جنگ را با موفقیت مدیریت کند.

اما وفاق در اجرا، بحث دیگری است. کارگزاران دولت، باید افرادی معتقد به وعده های رئیس دولت باشند. حالا اما در گروه های مختلف اجرایی، شاهد حضور افرادی هستیم که اعتقادی به برنامه های دولت ندارند. یا این افراد باید رویکرد خودرا تغییر دهند، یا دولت باید در به کارگیری آنان تجدیدنظر کند.

موفقیت دولت در ایجاد وفاق بین خود و مردم را چطور ارزیابی می کنید؟ به نظرتان وحدت فعلی شکل گرفته در جامعه، تا چه حد ناشی از عملکرد دولت است؟

منش و اخلاق شخص آقای پزشکیان و نوع ارتباطش با مردم، تأثیر زیادی در تقویت همبستگی ملی داشته است؛ ایشان حتی در مقابل مخالفین خود هم با اخلاق اسلامی برخورد می کند و نسبت به عموم جامعه هم یک ادبیات مردمی دارد. همین سبب شده مردم بتوانند تا حدی مشکلات دولت را درک کنند. البته مردم به «عمل» هم نیاز دارند و برای شان مهم می باشد که نتایج سیاستهای دولت را بر سر سفره خود ببینند. بنابراین، بسیار اهمیت دارد که دولت چهاردهم در سال سوم فعالیت خود، بر مهار تورم و افزایش نرخ اشتغال تمرکز کند تا سفره مردم کوچکتر از این نشود.

در دو سال اخیر و به ویژه هر چه جلوتر آمدیم، شاهدیم علاوه بر تندروها که با اهداف مشخص به دولت حمله می کنند، حتی بعضی از حامیان دولت هم انتقادات سختی را نسبت به دولت وارد می آورند. حالا نسبت به اصلاح طلبان و اعتدالگرایان با دولت را چطور ارزیابی می کنید؟

اصلاح طلبان در دولت حضور دارند و طبیعتا نمی توانند به خودشان انتقاد کنند. در هر صورت، در مورد نسبت اصلاح طلبان باید با دولت، باید از خودشان سوال کنید. اما در مورد رابطه اعتدالگرایان با دولت، باید بگویم ما در انتخابات دو سال پیش، از آقای پزشکیان حمایت کردیم و الان هم بازهم اقدام آن زمان خودرا درست می دانیم، چونکه به نظرمان تنها شخصیتی مانند دکتر پزشکیان می توانست در این شرایط سخت، چنین وحدتی را میان مجموعه حاکمیت به وجود آورد.

ما خودرا مکلف به دفاع از دولت می دانیم، اما این به معنای چشم پوشی از نقاط ضعف دولت نیست. بالاخره مردم باید بدانند که وقتی حزبی در زمان انتخابات از نامزدی حمایت کرده، این کار را بر مبنای چهارچوبی انجام داده و بعد از انتخابات هم خودرا مکلف به نقد دلسوزانه دولت می داند. ما بعنوان حامیان دولت آقای پزشکیان، باید تمام انتقادات خودرا مطرح نماییم تا زمینه موفقیت دولت فراهم گردد. ما نمی توانیم موفقیت دولت را به نام خود بنویسیم، اما وقتی تحت فشار قرار می گیرد، خودرا عقب بکشیم.

در بین صحبت هایتان، به چالش های مختلف کشور به ویژه در بعد اقتصادی اشاره کردید. برخی اعتقاد دارند حالا بعد از دو سال از شروع به کار دولت چهاردهم، احتیاج به ترمیم کابینه داریم. آیا شما هم با این نظر موافق هستید؟

هر دولتی، بر مبنای چهارچوبی، همکاران خودرا انتخاب می کند و از آنان انتظاراتی دارد. دو سال فرصت بسیار خوبی است تا دولت بتواند همکارانی که در سطح وزیر، معاون رئیس جمهور، استاندار و روسای سازمان ها و شرکت های بزرگ برگزیده را ارزیابی کرده و کسانیکه نتوانسته اند موفق شوند را کنار گذاشته و فرصت را در اختیار افرادی دیگر قرار دهد. بهترین حالت اینست که خود دولت ارزیابی های لازم را انجام دهد و تغییرات مورد نیاز را اعمال نماید.
در وضعیت پساجنگ، باید وارد ریل جدیدی از حکمرانی شویم
شما به اهمیت اصلاح سیاستهای کلان اشاره کردید. فکر می کنید در دوره رهبری سوم، ممکنست شاهد چه تغییر ریل هایی باشیم؟

ما باید در وضعیت جدید پساجنگ زندگی کنیم؛ باید اقتصاد را در اولویت نخست سیاست خارجی قرار دهیم، به جذب سرمایه گذار خارجی توجه ویژه نماییم و سیاستهای حکمرانی را در امتداد افزایش رضایت مردم باز تعریف نماییم. برای تحقق این امر، نیازمند ارزیابی سیاستهای کلان هستیم تا سیاست هایی که باعث نارضایتی مردم شده است، تغییر یابد. من امیدوار هستم در وضعیت پساجنگ، وارد ریل جدیدی از حکمرانی شویم.

ارزیابی تان از عملکرد دستگاه وزارت خارجه در دو سال اخیر چیست؟ برخی این نقد را وارد می کنند که مسئولان این وزارتخانه، در بسیاری اوقات از قالب یک دیپلمات خارج شده و شبیه به نیروهای نظامی موضع گیری می کنند. نظر شما در این خصوص چیست؟

من هم این نقد را وارد می دانم. دیپلمات ها باید کار خودرا انجام دهند. وظیفه یک دیپلمات اینست که همیشه باتوجه به منافع کشور، مسیر دیپلماسی و مذاکره را باز نگه دارد. کسانی در کشور می باشند که مواضع نظامی می گیرند و اظهارات تند مطرح می کنند. یک دیپلمات که نباید مانند یک فرمانده سپاه یا ارتش موضع گیری کند، بلکه باید طوری حرف بزند که مردم از صحبت هایش آرامش بگیرند. مردم موضع گیری جنگی از سمت فرماندهان نظامی را می پذیرند، اما از دیپلمات های خود انتظار دارند راهکار غیرنظامی و کم هزینه عرضه کنند.